غلبه بر ترس ناشی از حادثه

اگر شما هم در طی سوارکاری دچار حادثه وخیمی شده باشید ممکن است تجربه سوارکاری برای شما به دو بخش تقسیم شود: قبل از حادثه و بعد از آن! پیش از حادثه، هیچ مشکلی با سواری نداشتید و کاملا راحت به سوارکاری می پرداختید.

هر روز بی صبرانه منتظر بودید تا وقت ورود به زمین فرا برسد و ببینید شما و اسبتان امروز به چه اهداف جدیدی می توانید دست پیدا کنید.

شاید چندین سال سواری کرده بودید و سوارکاری را جزئی از شخصیت خودتان می دانستید. حتی تصورش هم دور از ذهن بود که روزی سوارکاری را کنار بگذارید. اما اکنون، پس از حادثه، حتی از رفتن به سمت اصطبل هم واهمه دارید: دیگر از سوارکاری خوشتان نمی آید و به نظر می رسد دیگر نمی توانید آن اعتماد بنفس و توانایی گذشته را دوباره به دست بیاورید. به همین سادگی!

 

دنیای اسب به شما این اطمینان را می دهد که بسیاری از سوارکاران دیگر نیز درست مثل شما به چنین حوادثی گرفتار شده اند اما دوباره به دنیای سواری بازگشته اند و نه تنها از سوارکاری لذت می برند بلکه حتی حرفه ای تر از قبل نیز به سواری مشغول شده اند.

 


من معتقدم این پیشرفت به این خاطر است که شخص پس از حادثه متوجه می شود که قابلیت سواری را نباید دست کم گرفت. علاوه بر این، سوارکاران عموما در تقسیم اهداف بزرگ به هدفهای کوچکتر مهارت بیشتری پیدا می کنند و می آموزند که هر موفقیت کوچکی در این مسیر را قدر بدانند.

ترسی که در این حالت تجربه می کنید حالتی کاملا عادی است که پس از وقوع هر حادثه ای پدید می آید. بسیاری از افراد معمولا همین حالت را در دوره پس از یک حادثه تصادف با ماشین، شکستن پایشان در اسکی، یا حتی افتادن از نردبان تجربه می کنند. تفاوتی که در تجربه سوارکاران وجود دارد این است که سوارکاری نیاز به دو موجود زنده دارد که ایمنی هر یک وابسته به دیگری است. اسب شما باید بداند که شما مطمئن هستید و می تواند به شما اعتماد کند و بداند که او را به جای نا امنی هدایت نمی کنید. اسبها حیواناتی بسیار حساس هستند.


همین حساسیت باعث می شود که اسبها شریک فوق العاده ای برای درساژ به شمار بروند؛ اما در عین حال همین حساسیت است که باعث می شود اسب به هر نشانه ترسناک جزئی واکنش نشان دهد. زبان بدن شما، حالت چهره شما و لحن صدایتان همگی نشانه های واضح و روشنی برای اسب به شمار می روند که بر اساس آنها می تواند به میزان اطمینان شما پی ببرد.

در اینجا دنیای اسب نکاتی را درباره اسب سواری به شما یادآور می شود که می تواند به شما کمک کند بر ترستان از سوارکاری غلبه کنید و دوباره به این دنیای پر از هیجان و شادی بازگردید. کافی است نکات زیر را بخوانید و به ترتیب انجام دهید:

 

نکته 1: به خودتان فرصت بدهید:

گاهی اوقات ممکن است بی رحم ترین منتقد ما، خودمان باشیم. یک نفس عمیق بکشید، راحت باشید و به خودتان آرامش و اعتماد بنفس بدهید تا این مرحله را به انجام برسانید. این اعتماد بنفس و قاطعیت شما بوده که شما را به باز کردن این صفحه برای خواندن در اینترنت ترغیب کرده است:

 

نکته 2: سطح راحتی خود را پیدا کنید:

هنوز شرایط یا مکانهایی وجود دارد که در آن با اسبتان راحت هستید. این مکان می تواند هرجایی باشد. می توانید سواری را به صورت پرش از موانع بسیار کوچک یا سواری با سرعت کم تجربه کنید. حتی ممکن است احساس کنید که فقط با تیمار کردن اسبتان راحت هستید. یا ممکن است لازم باشد که مدتی با یک اسب دیگر تمرین کنید؛ شاید یک اسب مسن تر و با تجربه تر بیشتر به شما احساس امنیت بدهد.

در این مرحله، هرچه که باشد، راحت ترین حالت خود را پیدا کنید و از همانجا کار را شروع کنید. آنقدر آن را انجام دهید و تکرار کنید و تکرار کنید تا آنقدر برایتان خسته و کسل کننده شود که دیگر نخواهید آن را ادامه دهید. در این حالت شما این آمادگی را خواهید داشت که بسیار آرام و تدریجی مرحله دشوارتر را آغاز نمایید. سپس در هر مرحله ی دشوارتر کار آنقدر بمانید تا کاملا با آن احساس راحتی کنید. زمان گذاشتن و کار کردن روی هر مرحله تا زمانی که در آن کاملا راحت شوید و برایتان عادی شود بی نهایت اهمیت دارد؛ به این خاطر که باید این مراحل در حافظه ی شما جایگزین حوادث گذشته شود – تصاویر جدید باید جای تصاویر بد گذشته که مدام در ذهن شما می چرخد را بگیرد. اگر به سرعت پیش بروید و هر نوع ضربه و شکست را تجربه کنید، زمانی که برای بازگرداندن اعتمادتان لازم است بسیار طولانی تر می شود. این از جمله استثنائات زندگی است که در آن هرچه کندتر بروید زودتر به مقصد می رسید.

 

نکته 3: از قدرت تصویرسازی ذهنی استفاده کنید:

قوه تخیل و تصویرسازی ذهنی می تواند یک ابزار بسیار قدرتمند برای بازیابی اطمینان و اعتماد بنفس شما باشد. تخیل می تواند باعث شود بدن و ذهن شما به صورت هماهنگ و متحد عمل کند. ما بیشتر اوقات قدرت تاثیرگذاری ذهن بر بدن را دست کم می گیریم. برای اینکه به چنین قدرتی پی ببرید، یک لیموترش پرآب را تصور کنید. در ذهن خود تصور کنید که در حال نصف کردن این لیموترش با یک چاقو هستید و آب ترش لیمو از آن بیرون می زند.

با همین عمل ذهنی، ترشح بزاق در دهان شما افزایش پیدا کرده است که در واقع یک پاسخ فیزیکی مرتبط با تصویرسازی ذهنی است. ذهن ما آموخته است که تصاویر ذهنی را با پاسخ های خاص بدنی ارتباط دهد.

تصویر ذهنی فعلی شما از رانندگی ممکن است باعث ایجاد واکنش بدنی اضطراب، تعریق، و افزایش ضربان قلب شود. بنابراین شما می توانید با تقویت مهارت تصویرسازی ذهنی، طوری تنظیمات مغزتان را تغییر دهید که تداعی های جدید و مطلوبی را در مورد سوارکاری برای شما ایجاد کند. منابع بسیار زیاد و مفیدی در زمینه تکنیک های تصویرسازی درست ذهنی وجود دارد که می توانید از آنها بهره ببرید.

 

نکته 4: خود-هیپنوتیزمی:

این امکان نیز وجود دارد که شما با خود-هیپنوتیزمی بتوانید ترسها، تردیدها و اضطرابهای خود را کنترل کنید. با این شیوه می توانید نحوه نگرش خود نسبت به شرایط مختلف را در بخش ناخودآگاه ذهنتان تغییر دهید. خاطره شما از حادثه ای که برایتان پیش آمده در ناخودآگاه ذهنتان باقی می ماند و ذهنتان هرچه را که حتی اندکی به آن نزدیک و شبیه باشد، با آن تداعی می کند. غریزه ی جنگ یا گریز که در همه ی ما وجود دارد ما را از خطرات و آسیب ها مصون می دارد (به این صورت که در مقابل احساس خطر یکی از دو راه ماندن و جنگیدن یا فرار کردن را برمی گزینیم).

اما گاهی اوقات حتی وقتی دیگر خطر یا عامل نگرانی وجود ندارد این حس بیش از اندازه فعال است. خود-هیپنوتیزمی مستقیما ذهن ناخودآگاه را هدف می گیرد و می تواند این تداعی های منفی را با تداعی های جدید مثبت جایگزین کند. این روش تا حدودی مثل روش تصویرسازی ذهنی عمل می کند، اما به نظر من از آن قدرتمدتر است.

 

 

نکته 5: راحت در مورد ترس هایتان صحبت کنید:

در دنیای سوارکای ممکن است ترس یک عیب یا ضعف به شمار برود. من این را "ذهنیت کابویی" قدیمی می نامم. نگهداشتن ترس ها در درون می تواند باعث بزرگ شدن و تشدید آنها شود. فردی را ازمیان کسانی که می شناسید انتخاب کنید که می دانید شخص با درک و حمایتگری است، و با او در مورد ترستان به راحتی و بدون رودربایستی حرف بزنید. بسیاری از سوارکاران در نقطه ای از روند حرفه ای شان اعتماد بنفس خود را از دست داده اند؛ شاید درد دل کردن با این افراد راحتت تر باشد چون می توانند با شما همدردی کرده و به خوبی شما را درک کنند.

 

نکته 6: از گفتگوی مثبت استفاده کنید:

از حالا به بعد، درمورد سواری خودتان فقط از جملات مثبت استفاده نمایید.
نگویید: "من می ترسم چهارنعل بروم. من خیلی بزدل هستم. باید اسبم را بفروشم". به جای آن بگویید: "امروز میخواهم چند بار از حالت قدم به یورتمه بروم. می خواهم هم خودم و هم اسبم راحت بتوانیم سواری کنیم. من به این وضع افتخار می کنم زیرا این کار یک قدم مرا به هدفم که چهارنعل رفتن است نزدیکتر می کند".

به جای اینکه بگویید: "امروز هم اسبم حتما از آن سنگ بزرگ که در مسیر وجود دارد وحشت می کند. همیشه همینطور است. فکر کنم عمدا این کار را می کند"، بگویید: "بی صبرانه منتظرم ببینم امروز در مسیر چه کار می کنم. من احساس راحتی و آسایش دارم. می خواهم وقتی به آن تخته سنگ نزدیک شدیم فقط روی رد شدن از آن تمرکز کنم. اسبم هم تمرکز و راحتی من را متوجه می شود و از من اعتمادبنفس می گیرد. به این صورت می توانیم به راحتی و با اطمینان از آن مانع عبور کنیم.

مغز شما هرچه را که بگویید قبول دارد و مطابق همان واکنش نشان می دهد. گفتگوی درونی مثبت می تواند تاثیر شگرفی بر دستیابی به نتایج مثبت داشته باشد.

هر قدر هم که ترس شما از سواری شدید شده باشد، باز هم این توانایی را دارید که اعتمادبنفس و اطمینان قبل از حادثه را دوباره به دست آورید. اگر همین حالا اجرای مراحل ذهنی لازم برای این منظور را آغاز کنید، می توانید دوباره سوارکاری را با اعتماد از سر بگیرید. در این زمینه زیاد مطالعه کنید؛ می توانید از مقالات متعددی که دنیای اسب در اختیار شما قرار می دهد نیز برای بالا بردن سطح دانش و مهارتتان در سوارکاری بهره بگیرید. یادتان باشد که "توانا بود هرکه دانا بود".


نویسنده: Teresa Hughes
ترجمه: زینب شاهدی
اختصاصی دنیای اسب
منبع: www.horses-and-horse-information.com